سرزمين اسرارآميز عقده ها

 

 هنري موراي فهرستي از عقده ها را معرفي کرده است که به شرح زير هستند. وي معتقد است اين عقده ها نابهنجار نيستند مگر زماني که به صورت افراطي آشکار شوند و اجازه ندهند که شخصيت به صورت انعطاف پذير رشد کند:
1- عقده مهرطلبي دهاني (complx aggression oral): اين عقده ترکيبي از فعاليت هاي دهاني، تمايلات پذيرا و نياز به حمايت و حفظ شدن را نشان مي دهد. نمودهاي رفتاري اين عقده شامل مکيدن، بوسيدن، خوردن، نوشيدن، تشنه محبت بودن، همدردي، حفاظت و عشق است.
2- عقده پرخاشگري دهاني (complx aggression oral): رفتارهاي دهاني و رفتارهاي پرخاشگرانه را به صورت توام شامل مي شود از جمله گاز گرفتن، تف انداختن، فرياد کشيدن و پرخاشگري زباني مثل ريشخند و طعنه.
3- عقده طرد دهاني (Complex rejection oral): رفتارهايي مثل استفراغ کردن، ايرادي بودن افراطي در مورد غذا، کم خوردن، ترسيدن از آلودگي دهان (مثلا  ترس از بوسيدن)، ميل به انزوا و اجتناب  کردن از وابستگي به ديگران را شامل مي شود.
4- عقده طرد مقعدي (Complex rejection anal): پرخاشگري غالبا بخشي از اين عقده است ودر رفتارهاي خصمانه و آزارگرانه،  بي رحمي، ويرانگري، قشقرق،  انداختن و پرت کردن  اشيا،  شليک کردن تفنگ و منفجر کردن مواد منفجره نشان داده مي شود.
5- عقده نگهداري مقعدي (Complex retention anal): در انباشتن، پس انداز کردن و جمع کردن اشيا به صورت وسواسي يا افراطي، پاکيزگي، آراستگي،  نظافت، لجبازي و خساست خود را نشان مي دهد.
والدين بيش از حد پرتوقع و کنترل کننده که آموزش توالت رفتن را خيلي زود يا خيلي شديد تحميل مي کنند احتمالا  موجب شکل گيري اين عقده در کودک مي شوند.
6- عقده انزواي ساده: اين عقده به صورت ميل به بودن در مکان هاي کوچک، گرم و تاريک که امن و پرت باشد تجربه مي شود. براي مثال فرد ممکن است آرزو کند که به جاي اينکه صبح از رختخواب بلند شود، زير پتو بماند.
افراد داراي اين عقده به وابسته بودن به ديگران، منفعل بودن، گرايش داشتن به رفتارهاي امن  و آشنايي که در گذشته کارساز بوده اند، متمايل هستند.
7- عقده ميزراهي (Complex urethral): عقده ميزراهي که منحصر به نظريه موراي مي باشد، به جاه طلبي مفرط، حس تعريف شده عزت نفس، خودنمايي، شب ادراري و خودشيفتگي مربوط مي شود. اين عقده با اقتباس از مظهر افسانه اي يونان که به قدري به خورشيد نزديک شد که موم نگهدارنده بال هاي او ذوب شد، گاهي اوقات عقده ايکاروس ناميده مي شود. اشخاص داراي اين عقده  هدف هاي بلندپروازانه دارند و روياهاي آنها با شکست بر هم مي خورد!
به غير از هنري موراي روانکاوان ديگري نيز به برخي از عقده ها اشاره کرده اند. براي مثال «بودون» به توصيف عقده هاي زير پرداخته است:
1- عقده اديپ: عقده اديپ پيش از هر چيز گرهي در احساسات شديد است، احساساتي که زندگي عاطفي کودک بين 3 تا 5 سالگي را تشکيل مي دهد و به طور کلي در بردارنده اميال عاشقانه کودک نسبت به ولي جنس مخالف خود از يکسو و رقابت حسودانه همراه با آرزوي مرگ نسبت به ولي هم جنس از سوي ديگر مي باشد. نام عقده اديپ از داستان اديپ شاه اثر سوفوکل گرفته شده است. اين عقده در دختران عقده الکترا ناميده مي شود.
از لابه لاي تعبير و تفسير خلق و خو هاي تکراري زندگي روزمره، عشق ها و «تعهدات» مي توان به شکل بروز يافته اين عقده پي برد. مثلا يک فرد پرخاشجوي انقلابي موجودي است که نتوانسته است بر عقده اديپ خود فايق آيد و پرخاشگري خود (که در اصل در مسير مخالفت با پدرش است) را به پرخاشگري عليه قدرت حاکم بدل ساخته است و اين مطلب به منظور به اثبات رساندن خود به عنوان يک قدرت است...
2- عقده قابيل: اين عقده که صورت بيمارگونه طرد و پرخاش نسبت به موضوعي مزاحم و نامطلوب است، همان عقده حسادت برادري است، عقده اي که به صورت رفتارهاي طرد، منع، بي اعتبار ساختن و پرخاش نسبت به هر رقيب واقعي يا فرضي درآمده است.
3- عقده تخريب: اين عقده تمايل به خراب کردن، ضايع ساختن، کثيف کردن، به هدر دادن و از ديدگاه فرهنگي، خراب کردن و عيب جويي کردن و بي اعتبار ساختن ديگران و عقايد است. اين عقده مي تواند در حد ساديسم (يعني لذت بردن از رنج دادن ديگران، صدمه زدن و تنبيه کردن) يا خودآزاري (يعني لذت بردن از آزارخود در پي چيزي که موجب رنج فرد مي شود و خوش آمد از درد کشيدن) پيش رود.
4- عقده خودنمايي: شامل ميل مفرط به ديدن و ديده شدن، شناختن و دانستن، تحسين و توجه ديگران را تحريک کردن، در جريان اسرار و رموز قرار گرفتن و... مي شود.
5- عقده تولد: اين عقده تغذيه کننده ترديدهايي درباره اصل يک مطلب يا چيز يا هويت است و مبدا ترديدهاي شخصيتي است که حتي ممکن است چهره اي روشنفکرانه و تعميم گرايانه به خود بگيرد و به صورت پرسش هايي درباره منشا پيدايش انسان يا تصورات مربوط به تولد دوباره (مثل تناسخ) در آيد.
6- عقده ديان (Diane): يا عقده دختري که مي خواست پسر باشد: عقده اي که منشا حق طلبي هاي زنان، طرد زن بودن، مادر بودن، رفتارهاي ظريف زنانه و وظايف زنانه است.

ساير عقده ها

همچنين بسياري از نظريه پردازان ديگر به توصيف و نامگذاري عقده ها پرداخته اند که در اينجا فقط نمونه هايي از آنها ارائه مي شود:
1- عقده ژوناس (Jonas): اين عقده به معني گرايش به در امان نگه داشتن خويش است و برگشت خيالي به داخل شکم مادر و پناه بردن به يک حامي به محض آنکه مشکلات اعلام خطر مي کنند.
2- عقده لوهنگرين: مبني بر سعي در تامين سعادت ديگران  و خانواده خود، ضمن چشم پوشي از لذات زندگي براي خويشتن و سپس با رسيدن به اين هدف ناپديد شدن، است. (لوهنگرين قهرمان افسانه اي آلمان بود که دعوت به نجات شاهزاده خانم برابانت مي شود. او شاهزاده را از دست دشمنانش نجات مي دهد و با او ازدواج مي کند. اما از دختر مي خواهد که هرگز راز مربوط به اصل او را نپرسد، چون به قول خود وفا نمي کند، لوهنگرين با همان زورق سبدي که به وسيله قويي کشيده مي شد، دختر را ترک مي گويد).
3- عقده پرومته (Promethee): يا عقده اديپ در عرصه حيات معنوي عبارت است از تمايل به داشتن قدرتي همانند استادان خويش، پي بردن به رمز قدرت آنان و مجذوب خود ساختن آنان، ضمن قبول خطر برانگيختن خشم و انتقام آنها. (پرومته نخستين موجد تمدن جهان به شمار مي رود و چون به جاي گوشت گاو، استخوان هاي آن را به زئوس هديه کرد و آتش را از آسمان ربود و به انسان هديه کرد، مورد خشم او قرار گرفت).
4- عقده امپدوکل (Empebocle): مبني بر آنکه آتش بزرگترين پاک کننده است و بنابراين اين فرض «به آتش انداختن خود» و خودسوزي باعث تغيير مدار دنيايي مي شود که مي خواهيم «کانون» روشنگر آن باشيم.
5- عقده ژوکاست (Jocaste):  در بين زنان عبارت است از نياز به حفظ پسر خود در نزد خويش و خاموش ساختن تمايل به استقلال و تمايل به اثبات مرد بودن پسر خود از طريق محبت افراطي. نتيجه اين وضع مردان بزرگسال وابسته اي است که به همسر خويش به چشم مادر خود نگاه مي کنند.
6- عقده کرونو (Kronos): عقده پدري است که به فرزندانش ستم مي کند، با شخصيت خود آنها را خرد مي کند يا از استقلال طلبي آنها جلوگيري مي کند. اين عقده از آن «پدران آزارگر» است.