تبليغاتX
روانشناسی psychology
 
 لینک زیر حاوى یک بازی ساده اما جالب برای تست تمركز است! بدینصورت که با ورود به صفحه ای که باز خواهد شد، باید ماوس را روی مربع قرمز نگه داشته و آن را حركت دهید. توجه داشته باشید که سعی كنید مربع قرمز رنگ با دیواره و مربع یا مستطیل‌هاى آبى رنگ برخورد نكند. اگر بتوانید بیشتر از 18 ثانیه از برخورد آنها جلوگیرى كنید، تمرکزتان عالی است. گفته شده خلبانان نیروى هوایى آمریكا تا 2 دقیقه مى توانند ادامه بدهند ...

www.Persian- Star.org/ up/focus_ game.htm


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط سبیکه اکبرزاده

آینه درمانی mirror therapy


ریچارد ای.فرنکل Richard E.Frenkel

تعریف
سالها قبل،در حالیکه یک بیمار را تحلیل می کردم،متوجه شدم هنگام تداعی آزاد رویدادهای مربوط به مادرش حالت چهره اش بد جلوه می کرد.نظر به اینکه تشریح این تغییر چهره را برای بیمار مشکل یافتم،از او خواستم که به آینه نگاه کند.وی بلافاصله شدیداً تکان خورد و گفت:«خدای من،من شبیه مادرم هستم!این چهره افسرده اوست.»
پس از آن در طی چند سال،تقریباً هر روز،من آینه ای برای تحلیل انتقال و مقاومت این بیمار به کار بردم تا وقتیکه دوره تحلیل را به پایان برد.
تاریخچه
پیش تر ها،کاربرد آینه به مثابه یک ابزار تشخیص درمانی،در ادبیات روانپزشکی وجود نداشت.هر چند، مقالات زیادی درباره آینه به جهت اهداف دیگری وجود داشت.در اینصورت،من به پژوهش درباره کاربرد آینه به عنوان یک ابزار تشخیصی- درمانی در روانپزشکی ادامه دادم.
فن
فن فرافکنی تصویر آینه ای(M.I.P.T) یک ابزار تشخیصی- درمانی است که به سهولت در دسترس هر رواندرمانگری قرار دارد.
از بیمار تقاضا می شود تا بر تصویر خویش در آینه متمرکز شود.هنگامی که بیمار در یک حالت «جذبه- آینه ای»قرار گرفت،از او خواسته می شود تا با تصویرش شروع به تداعی آزاد کند.آنگاه دفاعیات گشوده شده و ضمیر ناخودآگاه جریان می یابد و در حالیکه افکار و احساسات و تجربیات حیاتی فعلی و گذشته مطرح می شوند ،بیمار متناوباً چشمانش را بر تصویرش متمرکز و غیر متمرکز می کند،و در همین حال بین واقعیت و ناخودآگاه به رفت و برگشت می پردازد.در حالیکه از آینه استفاده می کند هم به عنوان شرکت کننده ای در جلسه درمان محسوب می شود و هم به عنوان یک مشاهده گر.در بعضی موارد از داده های جمع آوری شده میتوان تفاسیر فوری بدست داد.گهگاهی،بینش آنی اولیه توسط بیمار بدست آورده می شود.
در حالیکه آینه معمولی برای تشخیص بیمار روانی و به عنوان ابزاری درمانی بکار برده می شود،از آینه رنگارنگ به قصد استخراجمعنی هیجانی رنگ برای بیمار فردی استفاده می شود.به نظر می رسد که هیجان مستقیماً مربوط به رنگ بشد.
از آنجا که روش M.I.P.T.، تغییرات درمانبخشی را ایجاد کرد من این شیوه درمان را اصطلاحاً تصویر آینه درمانی نامیدم.
من دریافته ام که  M.I.P.T.در تمامی گونه های آسیب شناسی روانی قابلیت کاربرد دارد.تاکنون در حین اجرای درمان ،من هیچ نوع آسیبی را نسبت به M.I.P.T.  مقاوم نیافته ام.
کاربرد ها
کاربرد M.I.P.T همراه با دیگر گونه های درمان بسیار مفید است.
آینه درمانی کودک،برای پنج کودک لکنتی به کار گرفته شد.کودکان 7 ساله همگی به نوبت از آینه در کلاس استفاده کردند.آنها با تصویرشان آنقدر راحت تداعی آزاد نمودند که گویی مشغول بازی درمانی بودند.آنها در مقابل همشاگردیها و معلمشان پرده از مشکلاتشان برداشتند.هنگامیکه جلسات ضبط شده آینه درمانی کودکان را مرور می کردیم،من بر کار معلمشان نظارت می کردم،بسیاری از مشکلات ساده،خیلی سریع برای کوکان حل شدند.

                                                
                                 ادامه دارد...


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط سبیکه اکبرزاده
 توتم و تابو از دیدگاه فروید  
 
     
  فروید کتابی به نام توتم و تابو دارد که در آن زندگی مردم ابتدایی را تحلیل می کند،و داستانی را برای پیدایش ادیان مطرح می کند. پریچارد این نظریه را داستان محض و «قصه پریان» می نامد. به نظر فروید، انسان ابتدایی، در رمه آغازین زندگی می کرد.

 

                                                                                ادامه دارد...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 آبان1390 توسط سبیکه اکبرزاده
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 آبان1390 توسط سبیکه اکبرزاده


این متن جالب را بخوانید تا از نحوه پردازش کلمات در مغز مطلع شوید!


چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، 

خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید.

 در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز

 اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهناحروف اتبدا و اتنها ی کلمات را

 پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی

 این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخاونید..

نوشته شده در تاريخ شنبه 29 مرداد1390 توسط سبیکه اکبرزاده

احساس شادکامی و خوشبختی

 


مقدمه

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند. 

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید. 

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت کنید. 

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند. 

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود. 

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید. 


هدفمند باشید

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند. 

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 مرداد1390 توسط سبیکه اکبرزاده


 

تست رورشاخ Rorschach Test


آزمون رورشاخ يك آزمون فرافكنی متشكل از ده لكه‌ی جوهر به اشكال متقارن است كه در آنها از آزمودنی خواسته می شود به آزمايش كننده توضيح دهد كه لكه ها او را به ياد چه چيزهای می اندازند. هدف كلی آزمون ، سنجش ساختار شخصيتی مراجع با تاكيد بر شيوه های ناهشيار وی در پاسخ دادن به آن است. بر خلاف حمله های كه از درون وبيرون حوزه‌‌ی روانشناسی به آزمون رورشاخ وارد شده است. اين آزمون هنوز هم يكی از پر مصرف ترين (دوران ، بلانشار، و ميندل1998؛ لوبين و همكاران1985) و پرطرفدارترين ابزارهای سنجش به شمار می رود.                                                                     ادامه دارد...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 تیر1390 توسط سبیکه اکبرزاده

آنی که در جستجوی آنی

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که رویتخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند.

اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی …از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.

شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». نخواهید توانست بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید. «نورمن وینست پیل»


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 تیر1390 توسط سبیکه اکبرزاده

ماجرای کوزه شکسته


یک پیرزن چینی دوکوزه آب داشت که آنها را به دو سر چوبی روی دوشش

 می گذاشت، یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر

بی عیب و سالم بود و همه آب را در خود نگه می داشت.

هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود.

دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست می داد.

البته کوزه سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.

ولی بیچاره کو زۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید . از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد ..

پس از دوسال سرانجام روزی کوزه ترک دار در کنار جویبار به زن گفت :من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم.

پیر زن لبخندی زد و به کوزۀ ترک دار گفت : آیا تو به گل هائی که در این سوی راه ،
یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است.

من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.

دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام و خانه ام را با آنها آراسته ام.

اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانه من راه نمی یافت.

هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم.
ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین می سازد.
ما باید انسان ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم.
گل هائی راکه در سمت شما روئیده اند ببوئید.

از کاستی های خود نهراسیم زیرا خداوند در راه زندگی ما گل هائی کاشته است

 که کاستیهای ما آنها را می رویاند.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 خرداد1390 توسط سبیکه اکبرزاده

چه کسی برای آینده شما تصمیم می گیرد؟

مصاحبه اي بود در شبكه سي ان بي سي با آقاي وارنر بافيت، دومين مرد ثروتمند دنيا كه مبلغ 31 بيليون دلار به موسسه خيريه بخشيده بود.

در ادامه برخي از جلوه هاي جالب زندگي وي بيان شده...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 خرداد1390 توسط سبیکه اکبرزاده

از طعم قهوه تان لذت ببرید…

سه ظرف را روی آتش قرار دادیم. در یکی از ظرفها هویج در دیگری تخم مرغ و در دیگری قهوه ریختیم و پس از 15 دقیقه:

هویج: که سفت و محکم بود نرم و ملایم شد

تخم مرغ که شل و وارفته بود سفت ومحکم شد دانه های قهوه در آب حل شدند و آب رنگ و بوی قهوه گرفته است. حالا فرض کنید آبی که در حال جوشیدن است مشکلات زندگیست . شما در مقابل مشکلات چگونه اید؟

مثل هویج سخت و قوی وارد مشکلات می شوید ودر مقابل بسیار خسته میشوید امیدتان را از دست داده وتسلیم می شوید. هیچ وقت مثل هویج نباشید..!

با قلبی ملایم وحساس وارد میشوید وبا یک قلب سخت وبی احساس خارج میشوید از دیگران متنفر میشوید و همواره تمایل به جدال دارید. هیچ وقت مثل تخم مرغ نباشید…!

در مقابل مشکلات مثل قهوه باشید. آب قهوه را تغییر نمیدهد. قهوه آب را تغییر میدهد. هر چه آب داغتر باشد طعم قهوه بهتر میشود…!

پس بیایید در مقابل مشکلات مثل قهوه باشیم ما مشکلات را تغییر دهیم. نگذاریم مشکلات ما را تغییر دهد.

از طعم قهوه تان لذت ببرید…


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 11 خرداد1390 توسط سبیکه اکبرزاده
پرسش نامه دكتر بك Beck براي تعيين سطح افسردگي

پرسش نامه دكتر جان آرون بك Beck يكي از بهترين معيارهاي روان پزشكي براي تعيين سطح افسردگي است. اين پرسش نامه را به دقت بخوانيد و سوال هايش را يك به يك پاسخ دهيد. فقط يادتان باشد كه در پرسش نامه دكتر بك Beck هيچ سوالي را نبايد بدون پاسخ رها كنيد. شروع كنيد!



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 اردیبهشت1390 توسط سبیکه اکبرزاده

این10فرمان را حتما به خاطر بسپارید

 

در خانه‌تان منتظر آژانس نشسته‌اید اما بدون اینکه دلیلش را بدانید وجودتان پر از استرس و نگرانی است بدتر از همه قرار مهمی‌ هم دارید که این حالت ممکن است آن را تحت تاثیر قرار دهد و بدتر از همه اینها نداشتن وقت است؛ اشتباه است اگر فکر کنید نمی‌توانید در این زمان محدود برای به دست آوردن آرامش تان انجام دهید، کافی است به یکی از این پیشنهادها عمل کنید تا ظرف 5 دقیقه (تنها 5 دقیقه) به آرامش برسید.

                                                                     ادامه دارد...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اردیبهشت1390 توسط سبیکه اکبرزاده

دانشمندان دانشگاه استنفورد انگلستان پس از تحقیق بسیار ، به شواهد مستقیمی در مورد تاثیر نگاه کردن به تصاویری که فرد احساس دلبستگی عاطفی به آنها دارد با کاهش درد ، دست پیدا کردند.
به نظر من:
1-احساس دلبستگی فقط شامل احساس به انسان ها نمی شود.
2-هر چقدر چیزی را کمتر ببینیم دلبستگی ما شدیدتر و در نتیجه کاهش درد هم بیشتر خواهد بود.


لذا برای کاهش درد خود به تصویر بالا نگاه کنید!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 21 فروردین1390 توسط سبیکه اکبرزاده

پی بردن به شخصیت اطفال از روی نقاشی آنان

کودک وقتي نقاشي مي‌کند، چيزها را چنان که در حقيقت بيروني وجود دارد، نشان نمي‌دهد، بلکه به گونه‌اي که آنها را در ذهن مي‌بيند و به نظرش مي‌رسد ،بيان مي‌کند و بدين ترتيب چشم‌انداز دنياي درون خود را نمايان مي‌سازد. گاه اين دخالت دروني و ذهني چنان قوي است که کودکی که صورت مدلي را نقاشي مي‌کند، ناخودآگاه خطوط صورت خود را در آن به کار مي‌برد و همين خصوصيات است که نقاشيهاي کودکان را اين چنين زنده و جالب مي‌کند.این همان چیزیست که در تستهای برون فکن روانشناسی از آن استفاده میشود.

اگر زبان نقاشيهاي کودکانه را بدانيم متوجه مي‌شويم که در وراي شکل و ساختمان نقاشيها، چيزهايي از شخصيت کودک نهفته است. با وجود اين بعضي از موضوع‌ها براي تجزيه و تحليل، ساده‌تر از ديگران است، زيرا آنها مدتهاي درازي مورد بررسي، مطالعه و تجزيه و تحليل و دسته‌بندي روانشناسان قرار گرفته بوده‌اند. بايد اضافه کرد موضوع‌هايي که معمولاً بيشتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند همان‌هايي هستند که بر اثر انعکاسهاي عظيم عاطفي، براي کودک جذابيت فراواني دارند و بنابراين بهتر از هر چيز خطوط شخصيت او را نمايان مي‌سازند و بسيار زياد مورد توجه کودک قرار مي‌گيرد.

کودک اين موضوع‌ها را چه اختياري چه بر اثر تشويق بزرگسالان با کمال ميل مورد استفاده قرار مي‌دهد. درک و فهم نقاشيهاي کودکان و چيزي که او مي‌خواهد بيان کند، براي والدين و مربيان بسيار لازم است، آنهم نه فقط به عنوان کنجکاوي خشک و خالي، بلکه بدين علت که شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و کودکان مي‌شود و به پيشرفت و تکامل کودک کمک شاياني مي‌کند.

بزرگسالان مي‌توانند با برقرار کردن روابطي دوستانه و معنوي با کودک، از او بخواهند برايشان درخت، حيوان، خانه، يک شخص، يک خانواده، خودش و يا هرچه را که مورد علاقه‌اش هست و يا ازآن مي‌ترسد يا يک رؤيا را ترسيم کند، البته بي‌آنکه چيزي را به او تحميل کنند.
قبل از آغاز تجزيه و تحليل بعضي از موضوع‌ها که بيشتر مورد استفادة کودکان قرار مي‌گيرد، يادآور مي‌شويم که براي آنکه تعبير نقاشي‌هاي يک کودک داراي کيفيت بهتري باشد، بايد از تعداد هرچه بيشتري از نقاشي‌ها و اطلاعات دقيقي از زندگي خود آن کودک کمک گرفت.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 6 فروردین1390 توسط سبیکه اکبرزاده

 

در مقابل حرف گوش نکردن کودک چه باید کرد؟

 

با مسائل و مشکلاتی که کودکان به هنگام درخواست خرید وسیله ای ایجاد می کنند، چگونه می توان کنار آمد؟

با گفتن کلمه نمی خرم، هرگز احساس گناه نکنید. مشاجره های بین والدین و فرزندان به طور معمول خوشایند نیست و ممکن است بارها پیش بیاید که فرزندتان از تصمیم گیری شما خوشحال و راضی نباشد ولی نتیجه کار برای هر دو طرف بهتر است.


اگر به کودک خود یاد بدهید آن چه دارد به دیگران نیز ببخشد و از او بخواهید که بخشی از هزینه هایی را که برای خرید لوازم مورد نیاز او کنار گذشته اید با کمال رضایت به یک مؤسسه خیریه ببخشد و در جشن های نیکو کاری شرکت کند می آموزد که بخشش زیباست و زیاده خواهی کار درستی نیست.

 

بچه لگد و جیغ می زند، با کج خلقی اسباب بازیها را به زمین می کوبد به خاطر اینکه اسباب بازی که می خواسته، برایش نخریدید. چه باید کرد؟

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 5 فروردین1390 توسط سبیکه اکبرزاده

روشهای ترک اعتیاد

۱- درمان اعتیاد با بوپره نورفین : در این روش که بسیار راحت وبدون درد صورت می پذیرد، بیمار در عرض یکی دو هفته با استفاده از داروی سابوتکس ترک کامل اعتیاد مینماید.حتی بیمار بدون اینکه نیاز به بستری شدن یا تحمل درد یا درخواست استعلاجی داشته باشد، می تواند به کار خود نیز ادامه دهد

2- درمانMMT :  در این درمان بیمار از مصرف مواد مخدر و عوارض خانمانسوز اجتماعی، روانی، خانوادگی، و...... رهائی می یابد و با استفاده از متادون تولدی دوباره را تجربه میکند.

در کنار درمانهای فوق بیماریهای همراه یا زمینه ساز مصرف مواد نیز توسط روان درمانی ،مشاوره خانواده، درمان داروئی ناراحتیهای اعصاب و روان، واختلالات روانی وجنسی و..... نیز درمان میگردد.

آیا اعتیاد درمان پذیر است؟
علیرغم اینکه اعتیاد یکی از پیچیده ترین بیماریها می باشد چنانچه فرد تمایل واقعی به درمان داشته و این امر برایش ارزشمند باشد و با روش درست به پیش رود قطعا درمان می گردد ، در حالیکه در مورد برخی از بیماریها متاسفانه چنین مسئله ای دیده نمی شود. در مقابل در صورتیکه فرد هنوز به تشخیص درستی نرسیده باشد، به عمق مشکلات و عوارض ناشی از اعتیاد خود واقف نگردیده ، تمایل واقعی جهت درمان نداشته و حتی به ادامه روند اعتیاد خود بیشتر تمایل داشته باشد متاسفانه هرگونه اقدام درمانی بی نتیجه خواهد بود.
البته در موارد نادری بدلیل پیچیدگیهای خاص روانی، اعتیاد یا بیماریهای زمینه ای جسمی امکان درمان وجود نداشته و تنها با برخی از داروهای خاص سعی در کنترل اعتیاد یا کاهش آسیبهای آن می شود.
لازم به ذکر است علم درمان اعتیاد دانش جدید و نوپایی در دنیا بوده و تعدد و تنوع مواد اعتیاد آور در ایران و تفاوت آن با کشورهای دیگر استفاده از منابع پزشکی خارجی را در این زمینه محدود نموده است.

از این رو درمان اعتیاد یکی از دشوارترین و پیچیده ترین موارد درمانی در علم پزشکی بوده و موفقیت درمان تنها با آمیزه ای از علم، تجربه، هنر، عشق، صبر و تعهد کادر درمانی در قالب یک کار گروهی منسجم حاصل می گردد که تحقق این همه متاسفانه کمتر به چشم می خورد.
آگاهی کامل فرد از مراحل مختلف درمانی قبل از اقدام به درمان نقش بسیارمهمی در کسب نتیجه مطلوب درازمدت دارد، در مقابل آسان گرفتن امر درمان و اقدام به درمان بدون بررسی و مطالعه کافی منجر به بروز ناکامیهای مکرر در درمان این معضل و نهایتا” بروز یاس و نا امیدی از درمان میگردد. در حالیکه چنانچه درمان بدرستی شروع شده و ادامه یابد، یک بار اقدام کافی است تا بیمار را به نتیجه مطلوب برساند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 22 اسفند1389 توسط سبیکه اکبرزاده

اختلال آسپرگر چيست؟

 

آسپرگر چيست؟

 براي اولين بار در سال 1944 هانس آسپرگر (پزشك اتريشي) گزارشي در مورد كودكاني كه در ارتباط و تعاملات اجتماعي دچار مشكل بودند، منتشر كرد.

علائم خاص اين اختلال شامل مواردي چون:
    فقدان همدردي باديگران، نقص يا عدم توانائي در برقراري ارتباط با همسالان، آسيب مشخص در استفاده از رفتارهاي غير كلامي نظير خيره شدن چشمي، حركات بدني و وضع اندامي عجيب، علائق، فعاليتها و يا رفتارهاي تكراري، مشغوليت شديد فكري در مسائل خاص و گاهي با اشيا مي باشد.
    امروزه اختلال آسپرگر جزو اختلالات نافذ رشد است. اين اختلالات شامل موارد زير مي باشند:

اختلال اتيستيك: ارتباط، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي بطور مشخص آسيب ديده است. علائق، فعاليتها و رفتارهاي تكراري ديده مي شود. اختلال معمولاٌ در سه سال اول زندگي شروع مي شود.

اختلال آسپرگر: با آسيب در تعاملات اجتماعي و وجود فعاليتها و علائق محدود مشخص مي شود. علائم باليني كلي كه نشان دهنده تاخير در زبان باشد وجود ندارد يعني در حقيقت مبتلايان مشكلات كمتري دارند. هوش طبيعي و يا بالاتر از طبيعي است.

اختلال رت: اختلال پيش رونده اي است كه فقط در دختران ديده مي شود. ابتدا دوره رشد طبيعي است ولي بعد مهارت هاي بدست آمده قبلي و استفاده هدف دار از دستها ازبين مي رود و بجاي آن حركات تكرار شونده دست ايجاد مي شود كه شروع آن بين سنين يك تا چهار سالگي است.

اختلال فروپاشنده دوران كودكي: رشد حداقل در دو سال اول زندگي طبيعي است. پس رفت جدي مهارتهايي كه قبلاٌ وجود داشته است مشاهده مي شود.

اختلال نافذ رشد غير اختصاصي: به تنهائي علائم مشخص هيچ يك از اختلالات بالا را ندارد و نمي توان آن را جزو يكي از طبقه بنديهاي فوق الذكر جاي داد. اين اختلال در پسران حدوداٌ چهار برابر شايع تر از دختران است. مبتلايان نوع خفيفي از علائم اتيسم را نشان مي دهند و معمولاٌ از نظر بهره هوشي طبيعي هستند.

تشخيص افتراقي اختلال آسپرگر از اتيسم:
    ملاكهاي تشخيصي تقريباٌ مشابه اتيسم هستند يعني موارد مشابهي بين اين دو از نظر تعاملات اجتماعي، ارتباطات و دامنه فعاليتها و علائق وجود دارد. اما مشخصه اصلي افتراق اختلال اسپرگر از اتيسم عدم وجود تاخير مشخص در شروع تكلم و رشد زباني است. از طرف ديگر اين كودكان و نوجوانان از نظر مهارتهاي خود ياري و تعاملات اجتماعي مشكل جدي ندارند. آنها تمايل دارند باديگران ارتباط برقرار كرده صحبت نمايند اما تون كلام گاهي غيرآهنگين و يكنواخت است و گاهي آهنگين و پرسشي است. ژستهاي غير كلامي كه بيانگر احساسات دروني است، كمتر وجود دارد. از نظر توليد كلام ياخيلي زياد و يا كم صحبت مي كنند و طرز تكلم آنها عجيب و غريب به نظر مي آيد. از ضمير «من» كمتر استفاده كرده و بيشتر نام خود را به زبان مي آورند. مبتلايان در مورد درك مفاهيم طنز آميز و شوخي مشكل دارند.
    در اختلال آسپرگر، رشد اوليه ( شامل رشد شناختي و زبان) ظاهراٌ طبيعي است اما كودك داراي علائق غير عادي است كه با حساسيت فراوان آنها را دنبال مي كند. در اين حالت كودك نقايص اجتماعي خود را هنگامي بروز مي دهد كه وارد مراحل پيش دبستاني مي شود و در معرض روابط با همسالان قرار مي گيرد.

سبب شناسي اختلال آسپرگر:
    علت اصلي بروز اين اختلال ناشناخته است اما پژوهشگران مواردي چون عوامل ژنتيكي و مغزي را مطرح مي كنند.

درمان اختلال آسپرگر:
    اختلال آسپرگر پيش آگهي بهتري از اتيسم دارد و در درمان آن از روشهاي مختلفي چون آموزش خانواده، تقويت مهارت هاي اجتماعي، دارو درماني و توانبخشي استفاده مي شود.


كودكان ناتوان حق دارند از تمامي امكانات زندگي برخوردار باشند.

بايد به اين كودكان بيشتر توجه شود...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 بهمن1389 توسط سبیکه اکبرزاده

گوش دادن به موسیقی برای کاهش اضطراب بیمار مفید است.


پژوهشگران می گویند یافته های جدید نشان می دهد .که موسیقی اضطراب بیمار را کاهش می دهد  .

   
 
  دانشمندان دانشکده پرستاری و بهداشت دانشگاه درکسل آمریکا دریافته اند، استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی اغلب باعث ناراحتی و اضطراب در بیماران می شود.

احساس تنگی نفس، ساکشن مکرر ، ناتوانی در صحبت کردن ، عدم قطعیت در مورد محیط و شرایط اطراف، ناراحتی، انزوا از دیگران و ترس که تمامی این شرایط به سطوح بالایی از اضطراب کمک می کنند.
از سوی دیگر تجویز داروهایی برای کاهش اضطراب نیز می تواند به افزایش هزینه های و پزشکی و زمان بستری شدن در بیمارستان منجر شود.
اما تحقیق جدید نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی با کاهش یاضطراب و نگرانی بیمار می تواند عوارض کمتری برای بیمار داشته باشد.
استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی تجربه استرس زایی برای بیمار است. اما جالب آنکه موسیقی می تواند شیوه ای برای کاهش اضطراب در این بیماران فراهم آورد بدون آنکه عوارض جانبی هزینه بری ایجاد کند.

پژوهشگران داده های هشت آزمایش بر روی ۲۱۸ بیمار را مورد بازنگری قرار دادند. بیمارانی که بیماری های مختلف از جمله بیماری ریوی، قلبی و آسیب های تروما داشتند همگی از دستگاه تنفس از طریق دهان بینی و یا برش نای یا بازکردن مصنوعی گردن استفاده کردند.
در هفت آزمایش، بیماران به موسیقی ضبط شده گوش کردند و در یک آزمایش نیز بیماران به موسیقی زنده تمپو که با ضربان تنفس بیمار هماهنگ بود گوش کردند.
محققان دریافتند بطور میانگین گوش دادن به موسیقی در مقایسه با مراقبت های استاندارد، اضطراب بیمار را بیشتر کاهش می دهد. همچنین بدون کاهش فشار خون، ضربان قلب و تنفس بیمار را کاهش می دهد.
محققان با امیدوارکننده خواندن این نتایج می گویند باید آزمایش های بیشتری برای تقویت این شواهد صورت گیرد و مطالعات بیشتری بر روی تاثیر موسیقی زنده که توسط یک موسیقی درمانگر ماهر صورت می گیرد انجام شود.

به گفته دانشمندان از آنجا که فراهم کردن شرایطی برای شنیدن موسیقی برای بیمار ، کار ساده ای است توصیه می شود از موسیقی برای مدیریت استرس افرادی که به شدت بیمارند استفاده شود.

موسیقی درمانی برعکس آنچه که بسیاری از مردم می پندارند، فقط برای افرادی که از مشکلات خاصی چون عقب ماندگی، تأخیر یافتگی رشد، معلولیت های جسمی و بیماری های روانی رنج می برند، نیست. بلکه افراد عادی هم می توانند برای رسیدن به آرامش بیشتر این روش را امتحان کنند.

تاریخچه موسیقی درمانی حرفه ای

موسیقی درمانی حرفه ای از قرن ۲۰، پس از جنگ جهانی اول و دوم شروع شد، یعنی زمانی که موسیقی دانان جوامع (از هر نوع: آماتور و حرفه ای) به بیمارستان های سراسر آمریکا رفتند تا برای سربازانی که در جنگ دچار آسیب های روانی و جسمانی فراوان شده بودند، موسیقی بنوازند. عکس العمل قابل توجه فیزیکی و احساسی بیماران به موسیقی باعث شد تا پزشکان و پرستاران بیمارستان، تقاضای استخدام موسیقی دانانی را در بیمارستان ها کنند


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 بهمن1389 توسط سبیکه اکبرزاده

 

راهکارهای درمانی موثر برای کاهش افسردگی

۱- از میان ورزشها دو-ورزش در آب- و ورزشهای رزمی بیشتر توصیه شده است.

 ۲- دعا برای دیگران

 ۳- تلاش برای شاد کردن دیگران با دادن هدیه- تعریف و تحسین محاسن آنها یا حتی یک سلام یا تبسم.

۴- کوشش برای بالابردن مهارتها وتواناییهای مختلف

مادی/معنوی/جسمانی/علمی/فنی/اخلاقی وووو….

 ۵- کسب قدرت روحی مثلابا تغییردادن عادتهای شخصی (خاراندن/تند غذا خوردن/زیاد پلک زدن و..)

۶-تمرین خنده در آیینه

 ۷- بصیرت (شناخت درمانی) آشنایی هرچه بیشتر با خصوصیات افسردگی

 ۸- خودداری از تماشای تلویزیون بخصوص اخبار/صحنه های دلخراش/سریالهای بی محتوا وپرازناله و زاری و صحنه های زننده و تحریک آمیز که باعث تشدید احساس گناه میشود.

 ۹- مبارزه با بیکاری وبدست آوردن رضایت و موفقیت درکار و اقتصاد

 ۱۰- خودداری از جروبحث ها و مجادله های بی فایده و خرد کننده اعصاب

 ۱۱- تعدیل آرمان خواهی و کمال طلبی افراطی - هیچکس کامل نیست.

 ۱۲- یادمان باشد که خداوند بخشاینده و عفوکننده است نه انتقام گیرنده مطلق

 ۱۳- تقویت حس خیرخواهی ونوعدوستی وصلح طلبی و دوست داشتن طبیعت و آفریننده آن درخود


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 بهمن1389 توسط سبیکه اکبرزاده

پارانویا نابود کننده زندگی

افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند.
پارانویا: نابود كننده زندگی

نـگـرانی شـمـا را بیـمـار می کند، اضطراب شما را عصبی مـی کند، تـرس می تواند شما درست در همان جایی که قـرار داریــد فلج کند و این احساسات روی هم رفته چندان خـوشاینـد بـه نـظـر نمی رسند. اینطور نیست؟

البته نکته جـالـب این جـاست که ایـن احـساسـات معـمـولا مـوقتــی هـستند و خـیـلی زود از هـم می پاشند. اگرچه شرایـطی وجــود دارد کـه در آن وجـود نــگــــرانـی، اضـطـراب و تـــرس همیشگی شده و بـاعـث بـروز نـوعـــی بـیـمـاری بــه نــام پارانویا می گـردد. قـرار گـرفتـن در چـنـین وضعیتی کشنده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 بهمن1389 توسط سبیکه اکبرزاده

وسواس‌های فکری :


وسواس‌های فکری، عقاید، افکار، تصاویر یا برانگیزش‌های ناخواسته، مداوم و تکرارشونده‌ای هستند که شما به‌طور غیرارادی تجربه می‌کنید و بی‌معنی به‌نظر می‌رسند. این وسواس‌ها به‌طور عموم، وقتی شما سعی‌می‌کنید به چیزهای دیگری فکر کنید یا کارهای دیگری را انجام دهید، مزاحم شما می­شوند.

در زیر، مثال‌هایی از وسواس‌های فکری آورده شده است:
- ترس از سرایت بیماری از طریق دست‌دادن یا لمس‌کردن اشیایی که دیگران لمس کرده‌اند.- شک در مورد این‌که درب را قفل کرده یا اجاق‌گاز را خاموش کرده‌اید.- افکار تکرارشونده در مورد این‌که شما در یک تصادف به شخص صدمه زده‌اید.- احساس پریشانی وقتی که اشیاء مرتب نیستند یا به‌طور مناسب در یک خط قرار نگرفته‌اند یا در بهترین حالت خود قرار ندارند.- تصاویر ذهنی آزاردیدن فرزندتان- برانگیختگی برای فریادزدن به‌طور وقیحانه در مکان‌های نامناسب- خودداری از شرایطی که باعث آغاز وسواس می‌شود مانند دست‌دادن- آماس پوست به دلیل شست‌وشوی مداوم دست- زخم پوست به‌دلیل خارش آن- کم‌شدن موی سر یا محل‌های کچلی به‌دلیل کشیدن مو

درمان:

1) روان‌درمانی: نوعی روان‌درمانی به نام درمان رفتاری-شناختی، به‌عنوان مؤثرترین شیوه‌ی درمان وسواس در هر دو مورد کودکان و بزرگسالان شناخته شده است. درمان رفتاری-شناختی، الگوهای افکار تکراری شما را به‌گونه‌ای بازسازی می‌کند که دیگر، رفتارهای تکراری و جبری شما ضرورتی نداشته باشد. این شیوه‌ی درمان، به‌صورت در معرض قراردادن تدریجی شما به یک شئ ترسناک یا ایجادکننده‌ی وسواس مانند کثیفی و آموزش روش‌های سالم برای کنارآمدن با آن انجام می‌شود. یادگرفتن فنون و الگوهای جدید فکری، مستلزم تلاش و تمرین است ولی ارزشش را دارد. بسیاری از افراد مبتلا، با اجرای این شیوه‌ی درمان، بهبود پیدا کرده‌اند.

2) دارودرمانی: بسیاری از افراد، از داروهای خاص روان‌پزشکی استفاده می‌کنند به‌ویژه برخی داروها از قبیل داروهای ضدافسردگی که تمامی این داروها، عوارض جانبی و نکات ایمنی دارند. ممکن است شما چندین دارو را امتحان کنید تا ببینید کدام‌یک برای‌تان مفید و قابل تحمل است.

3) مراقبت شخصی: اختلال وسواس، یک بیماری مزمن است بدین‌‌معنا که می‌تواند به‌مدت طولانی، بخشی از زندگی شما را تشکیل دهد. با این حال، مراقبت شخصی، یکی از عوامل کنترل‌کننده و تخفیف‌دهنده‌ی این اختلال می‌باشد.مراحل مراقبت شخصی، شامل موارد زیر است:- به برنامه‌ی درمانی خود ادامه دهید حتی اگر در بعضی مواقع، ناراحت‌کننده و مستلزم مبارزه‌طلبیدن باشد.- داروهای خود را طبق دستور مصرف کنید و درخصوص عوارض جانبی و موارد دیگر، با متخصصان این امر مشورت کنید.- به­منظور در میان نهادن تجربیات‌تان در شرایط مشابه با دیگران، به یک گروه حمایتی ملحق شوید.- لیستی از حمایت دوستان محبوبی که در مواقع سخت می‌توانند موجب دلداری‌تان شوند را تهیه کنید.- در مورد اختلال­تان، اطلاعات کسب کنید تا این‌که فرق بین واقعیت و افسانه را دریابید.- به‌جای منزوی شدن، در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کنید.

                                                                                     ادامه دارد...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن1389 توسط سبیکه اکبرزاده

 راهكارهاى بهبود روابط‎

 ‏1ـ لبخند زدن: لبخند زدن چراغ سبز رابطه باز است، برخلاف ترشرويى كه شهامت برقرارى رابطه را از افراد مى گيرد، با لبخند زدن به ‏فرد اجازه مى دهيم با ما رابطه برقراركند و هراسى نداشته باشد.

 2 ـ احترام: احترام به معناى پذيرش طرف مقابل، همانگونه كه هست. ‏اين باعث امنيت خاطر فرد شده و به رابطه خوب مى انجامد، برخلاف بى احترامى كه در آن سعى مى كنيم فرد را ابطال نموده و باب ميل ‏خودمان تغيير دهيم و فرد احساس تحقير و احساس عدم امنيت كرده از ما گريزان مى شود.

قدردانى و تشكر: برخلاف طلبكارى،‏قدردانى و تشكر باعث انتقال اين پيام خوب به فرد مى شود كه ما آدم سپاسگزارى هستيم و در روابط با ما اگر چيزى به دست نياورد ‏چيزى هم از دست نخواهدداد.

تشويق و تعريف: برخلاف عيب جويى و انتقاد، با تشويق و تعريف نيز اين پيام را به فرد القا مى كنيم ‏كه به تو انرژى مى دهيم و به شكوفايى تو كمك خواهيم كرد و در پيشرفت تو منعى ايجاد نخواهيم كرد.

 5ـ محبت كردن: برخلاف بى ‏عاطفه بودن كه دوگانگى را القا خواهدكرد، با محبت كردن به همكار، رئيس، مرئوس، خود را كنار وى و همسو با وى و هم هدف با وى و ‏پشتيبان وى قرارخواهيم داد.

 6ـ توجه كردن: باتوجه كردن به فرد مى فهمانيم كه خودش ، كلامش وشخصيت وى براى ما مهم است، ‏برخلاف بى توجهى كه همه چيز از جمله شخصيت فرد را ناديده مى گيريم.

 7ـ درك و تفاهم: با درك و تفاهم به فرد القا مى كنيم كه با ‏وى همسو و هم جهت هستيم برخلاف اختلاف كه ما را در مقابل فرد قرارمى دهد.

8-خوب گوش كردن: با خوب گوش دادن به فرد ‏اين پيام را مى فرستيم كه كلام تو، تجربيات تو نهايتاً شخصيت تو برايمان مهم است. در مقابل بى توجهى كه بى ارزشى را به فرد القا ‏مى كنيم.

 9-نظم و ترتيب: نظم و ترتيب آرامش ايجاد مى كند، در مقابل بى نظمى و به هم ريختگى اضطراب آور است.

 10ـ ورزش و ‏تفريح: با ورزش و تفريح روح و جسم خودرا ساخته، اندام خود را مناسب مى سازيم و كسالت و سستى را از خود دور مى كنيم.

 11ـ ‏افزايش ميزان ظرفيت و تحمل خود: مى توان با تكنيك هايى مثل سراب دريايى بدون اينكه در مقابل انتقاد ديگران جبهه بگيريم آنها را ‏پذيرفته از خود عبور دهيم و انرژى خود را صرف جدال با همكاران نسازيم.

12ـ سعى درجلوگيرى ازتظاهر: دروغ وتظاهر معمولاً دروغ ‏وتظاهر ديگرى را مى طلبد و سيكل معيوب طى مى شود ودرفرد احساس گناه ايجاد مى كند وانرژى روانى فرد را به هدر مى دهد.

 1۳ـ ‏سعى درجلوگيرى ازعجله وشتابزدگى دركارها: عجله وشتابزدگى دركار معمولاً باعث تضعيف تمركز فرد شده، سلامت كار را زير سؤال مى ‏برد واطمينان وآرامش را ازفرد مى گيرد.

 14ـ پرهيز ازمقايسه خود با ديگران : هركدام ازما از نظر هوش، استعداد، تواناييها، جايگاه ‏وموقعيتى كه داريم منحصر به فرد هستيم و تواناييهاى مان با ديگران فرق مى كند پس نتيجه مادى ومعنوى زندگى مان نيز با ديگران ‏متفاوت خواهد بود. مقايسه تمامى فاكتورها ميسر نيست لذا نتيجه را با ديگران مقايسه نكنيم كه باعث تضعيف روحيه خود گرديم.

 15ـ با ‏خود رابطه خوب داشتن: خودمان را بپذيريم وبه خودمان احترام بگذاريم.

 16-خودگويى هاى منفى را كم كردن: ما بدشانسيم، ما ‏محكوميم، سرنوشت غم انگيزى داريم، همه درصدد تضعيف ما هستند واين جور جملات را به كار نبريم.

 17-خودگويى هاى مثبت را ‏زياد كردن: به خود اميدوارى بدهيم، هميشه هم موقعيت به ضررما نبوده، دراكثر مواقع خوب عمل كرده ايم، خود را تشويق كنيم.

 18ـ ‏براى خود انگيزه فراهم كردن: سعى كنيم به يادگيرى هاى جديد بپردازيم و خود را شكوفا كنيم، به كامپيوتر، اينترنت، به موسيقى، به ‏ورزش ، به گل كارى، به تفريح جديد.

 19-خود را به خلاقيت تشويق كردن: سعى كنيم لحظه به لحظه تازه تر ونوتر عمل كنيم، كارمان ‏را، حرف مان را، حتى كلمات مان را متفاوت ازدفعه قبل ادا كنيم.

 20ـ سعى در احساس مفيد بودن ومددكار بودن: با كمك به ديگران هم ‏عاطفه مثبت آنها را برمى انگيزانيم ودرآنها احساس خوشا يند ايجاد مى كنيم وهم عزت نفس خود را بالا مى بريم ودركل اجتماع مان را ‏مى سازيم.


نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی1389 توسط سبیکه اکبرزاده

سالم‌خوری عصبی (روانی) چیست؟

سالم خوری عصبی (روانی) (orthorexia nervosa) برای برخی از متخصصان اختلال تغذیه تازگی دارد زیرا شباهتی با اختلالات تغذیه «سنتی» ندارد. تعریفی برای سالم‌خوری عصبی و چهار توصیه برای غلبه بر این اختلال تغذیه در زیر آورده شده است.

سالم‌خوری عصبی (روانی) چیست؟
دکتر استفن براتمن، نویسنده کتاب «غذای سالم»، کسانی که مبتلا به سالم‌خوری عصبی هستند را چنین توصیف می‌کند: این افراد آنچنان در سالم‌بودن غذایی که می‌خورند حساسیت به خرج می‌دهند که این سالم‌خوری در آن‌ها به شکل وسواس در می‌آید. من این وضعیت را سالم خوری عصبی می‌نامم، یعنی «محدودشدن به استفاده از غذاهای سالم.»
کسانی که دچار سالم‌خوری عصبی هستند به خوردن غذاهای درست و سالم وسواس پیدا می‌کنند و این وسواس در روابط، فعالیت‌ها و حتی سلامت جسمی آن‌ها اختلال ایجاد می‌کند.

راهبردهایی برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی روانی
چند روش برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی وجود دارد که در زیر به چهار مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

  1. با فردی که به او اعتماد دارید مشکل خود را درمیان بگذارید. غلبه بر هر نوع اختلال تغذیه، اعتیاد یا وسواس، نیازمند پشتیبانی و حمایت از سوی مشاوران، راهنمایان، دوستان خوب یا افراد خانواده است. سالم‌خوری عصبی را یک بیماری «جدّی» مانند افسردگی یا بیماری قلبی در نظر بگیرید و تقاضای کمک کنید.
  2. از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در طول دوره‌ای که سعی در غلبه بر این اختلال تغذیه دارید، شما را مسئول و پاسخگو بداند. به چه نوع حمایتی نیاز دارید؟ چه گام‌ها یا راهبردهایی به شما در غلبه بر این وسواس مصرف غذاهای سالم کمک خواهد کرد؟ اگر کمک گرفتن از یک متخصص اختلال تغذیه لازم است از فرد مورد اعتماد خود بخواهید که در این زمینه کمکتان کند. اگر در صدد گنجاندن مقدار معقولی غذای «ناسالم» در رژیم غذایی خود هستید، غذاهایی که می‌خورید را به فرد مورد اعتمادتان گزارش دهید.
  3. به یاد داشته باشید که خوردن مقداری «غذای ناسالم» به سلامت کلّی شما آسیبی نمی‌رساند. افرادی که دچار سالم‌خوری عصبی هستند ممکن است از مصرف غذاهایی که به نظرشان «ناسالم» می‌آید به خاطر ترس از اضافه وزن، از دست دادن پیشرفتی که به دست آورده‌اند، یا احساس غیرطبیعی و آلوده بودن، پرهیز کنند. برای غلبه بر این اختلال تغذیه، به یاد داشته باشید که خوردن مقداری غذای ناسالم به سلامت شما آسیب نمی‌رساند و یا به صورت عادت به خوردن غذاهای بد و ناسالم در نمی‌آید. همه چیز در حدّ اعتدال برای سلامت جسمی، روانی و هیجانی خوب است.
  4. آخرین توصیه برای غلبه بر سالم‌خوری عصبی، مستلزم یافتن راهی سالم برای برقراری ارتباطی قوی بین بدن و ذهن است. خوردن غذاهای سالم یکی از راه‌های مواظبت از خود، پرورش یافتن و حتی عشق به خود است. امّا اگر از حدّ بگذرد- مثل سالم خوری عصبی و وسواس مصرف غذاهای سالم- جنبه مخربی پیدا می‌کند. برای غلبه بر این اختلال تغذیه، راه‌های دیگری برای پرورش و مواظبت از خود بیابید. سعی کنید ارتباط بین بدن و ذهن خود را از طریق یوگا، مدیتیشن، نوشتن خاطرات روزانه و یا هنردرمانی تقویت کنید. و یا به سراغ چیزهای تازه، مثل آموختن یک زبان دیگر، ثبت‌نام در کلاس ورزش، بافتنی یا جمع‌آوری بریده جراید بروید.

سالم‌خوری عصبی نیز مثل سایر اختلالات تغذیه قابل درمان است. به زمان، تمرکز و تلاش - و غالباً حمایت خارجی- نیاز دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 آذر1389 توسط سبیکه اکبرزاده

 

           غم با افسردگی فرق دارد...

         

 

خیلی‌ها تصور می‌کنند همه داروهای اعصاب، خواب‌آورند و عوارض دارند و حتما نیازی نیست برای درمان بیماریشان دارو مصرف کنند. بیماری‌های روان‌پزشکی گاهی بیماری‌هایی جدی هستند و حتما باید درمان شوند و در غیر این صورت، عوارض خطرناکی در پی دارند. خط اول درمان بیماری‌هایی مثل اسکیزوفرنی، جنون، هذیان، بدبینی‌های شدید یا حتی بیماری‌های خلقی داروست و در صورتی که درمان نشوند عوارض جبران‌ناپذیری هم برای فرد یا بعضا خانواده او در پی دارند.شیوع افسردگی در زنان 2 برابر مردان است و بنابراین زنان بیشتر به روان‌پزشکان مراجعه می‌کنند ولی به راحتی تحت تاثیر حرف‌های اطرافیانشان قرار می‌گیرند و این موضوع باعث می‌شود درمان‌های روان‌پزشکان را نپذیرند. در بسیاری از مواقع، مردم اندوه و افسردگی را اشتباه می‌گیرند. به‌طور مثال، ممکن است فردی یکی از عزیزان‌اش را از دست بدهد و دچار غم و اندوه فراوان شود. این اتفاق سبب شده فرد برای مدتی غمگین شود و مسافرت رفتن به او کمک می‌کند، غمش را فراموش کند. این در حالی است که بیماری افسردگی با داشتن اندوه تفاوت دارد و بسیاری از مردم تصور می‌کنند اگر به مسافرت یا میهمانی بروند، بهبود می‌یابند؛ در صورتی که بیماری افسردگی با مسافرت رفتن خوب نمی‌شود و احتیاج به درمان دارد.
دکتر احمدی ابهری، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ریشه انگ و برچسب به بیماران روانی را در دوران قدیم می‌داند و می‌گوید: «بیماری‌های روانی از دیرباز بوده و بشر مانند بیماری‌های جسمی با آن درگیر بوده است اما چون دانش کافی و تفسیر علمی از بیماری‌های روانی نداشته است، آن را به جن (جنون یا جن‌زدگی) و مشکل روح تعبیر می‌کرده و این دیدگاه تا امروز هم ادامه یافته و بیماری‌های مربوط به روان را بعضی‌ها به اشتباه، با عنوان بیماری‌های روحی ذکر می‌کنند؛ در صورتی که این دیدگاه، غلط است و از نظر روان‌پزشکان، بیماری‌های روانی مربوط به تغییراتی است که در مغز رخ می‌دهد. به طور مثال، در بیماری‌ توهم، ماده‌ای به نام دوپامین در مغز افزایش می‌یابد یا در بیماری افسردگی، سروتونین در مغز کاهش پیدا می‌کند و بنابراین این بیماری‌ها مربوط به روح نیست.» دکتر ابهری ادامه می‌دهد: «داروهایی که برای بیماران تجویز می‌شود، برای تعدیل این مواد در مغز است و بدیهی است زمانی که سروتونین مغز با خوردن دارو بالا رفت، فرد بهبود پیدا می‌کند.» وی ادامه می‌دهد: «اگر فردی که دچار افسردگی است دارو مصرف نکند، باید زمان زیادی را با غم و اندوه، بی‌اشتهایی و لذت نبردن از زندگی سپری کند و ممکن است بیماری او شدت پیدا ‌کند.» بسیاری از بیماری‌ها منشا روانی دارند ولی در جسم ظاهر می‌شوند. به این بیماری‌ها، بیماری‌های روان‌‌تنی می‌گویند. دکتر ابهری در این باره توضیح می‌دهد: «برخی بیماری‌های‌ پوستی، افزایش فشارخون شریانی و حتی دیابت‌ها منشا روانی دارند ولی در جسم ظاهر می‌شوند و این بیماری‌ها به راحتی قابل درمان است و فرد می‌تواند از زندگی لذت ببرد.»

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 آبان1389 توسط سبیکه اکبرزاده

   

  آیا شما هیپنوتیزم می‌شوید!

 تست زیر می‌تواند به شما نشان دهد كه هیپنوتیزم می‌شوید یا نه؟

هیپنوتیزم یكی از روشهای تأثیر بر روی نا خودآگاه می‌باشد. از طریق هیپنوتیزم ما می‌توانیم به خواسته‌ها و آرزوهای خود بهتر و سریعتر دست یابیم. هیپنوتیزم در آرامش و اعتماد به نفس ما نقش زیادی دارد. امواج مغزی در حالت هیپنوتیزم در سطح آلفا قرار می‌گیرد. در سطح آلفا دسترسی مستقیم به ناخودآگاه داریم. با هیپنوتیزم می‌توانیم یادگیری خود را بالا ببریم. خود هیپنوتیزم یکی از زیر شاخه‌های هیپنوتیزم است كه فرد به تنهایی می‌تواند بر روی خود تأثیر گذارد. از قدرت‌ها و توانایی هیپنوتیزم ایجاد بی حسی و بی دردی است.

با این توضیح آیا شما هیپنوتیزم می‌شوید. تست زیر شما را در این زمینه كمك می‌كند.

بر روي تصوير مارپيچ چرخان زير كليك كنيد تا بزرگ شود. به مدت 30 ثانيه به آن نگاه كنيد. سپس به دست راستتان نگاه كنيد. ببينيد چه اتفاقي مي افتد براي جواب تست دوباره به همين صفحه بر گرديد.

براي بزرگ شدن تصوير كليك كنيد

 
 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 آبان1389 توسط سبیکه اکبرزاده

امیدوار باشید وبه دیگران امید ببخشید...

در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند . يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . تخت او در كنار تنها پنجره اتاق بود . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد . آن ها ساعت ها با يكديگر صحبت مي كردند ؛ از همسر ، خانواده ، خانه ، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند .

هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي نشست و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي ديد ، براي هم اتاقيش توصيف مي كرد .بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي گرفت .

مرد كنار پنجره از پاركي كه پنجره رو به آن باز مي شد مي گفت . اين پارك درياچه زيبايي داشت . مرغابي ها و قو ها در درياچه شنا مي كردند و كودكان با قايق هاي تفريحي شان در آب سرگرم بودند . درختان كهن منظره زيبايي به آن جا بخشيده بودند و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي شد. مرد ديگر كه نمي توانست آن ها را ببيند چشمانش را مي بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي كرد و احساس زندگي مي كرد.

روز ها و هفته ها سپري شد .

يك روز صبح ، پرستاري كه براي حمام كردن آن ها آب آورده بود ، جسم بيجان مرد كنار پنجره را ديد كه در خواب و با كمال آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه آن مرد را از اتاق خارج كنند .

مرد ديگر تقاضا كرد كه او را به تخت كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را برايش انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد ، اتاق را ترك كرد .

آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بياندازد . حالا ديگر او مي توانست زيبايي هاي بيرون را با چشمان خودش ببيند .

هنگامي كه از پنجره به بيرون نگاه كرد ، در كمال تعجب با يك ديوار بلند آجري مواجه شد



مرد پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي كرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف كند ؟

پرستار پاسخ داد : شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد . چون آن مرد اصلأ نابينا بود و حتي نمي توانست اين ديوار را ببيند.


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آبان1389 توسط سبیکه اکبرزاده

 

چگونه بفهمیم شخصی به حرف‌های ما گوش می‌دهد؟

 

دانشمندان کشف کردند که پلک زدن می‌تواند به عنوان یک نشانه در مورد بی‌توجهی دیگران به ما در هنگام صحبت کردن ، مورد استفاده قرار گیرد.
دانشمندان کشف کردند شما با توجه به تعداد پلک زدن یک شخص می‌توانید متوجه شوید که آیا او به سخنان شما گوش می‌دهد یا این که در حال فکر کردن به موضوع دیگری است.
تحقیقات نشان می‌دهد بستن چشم‌ها بیش از حد معمول نشانه آن است که فرد در حال فکر کردن به چیز دیگری است و توجهی به شما ندارد.
دکتر دنیل اسمیلک عصب شناس از دانشگاه واترلوی کانادا که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت : ما معتقدیم زمانی که شما مشغول فکر کردن راجع به موضوعی می‌شوید، به طور ناخودآگاه ورودی اطلاعات را تنظیم می‌کند ، بنابراین سعی می‌کنید با افزایش سرعت بستن چشمانتان اطلاعات کمتری را به سمت مغز خود سرازیر کنید.
این تحقیقات با هدف شناسایی مغز انسان انجام شده است.
برای تست کردن این نظریه ، از ۱۵ داوطلب خواسته شد یک کتاب را از روی صفحه نمایش کامپیوتر بخوانند و در همان لحظه یک سنسور حرکات چشم آن‌ها را زیر نظر گرفت.
این کامپیوترها در فاصله‌های زمانی متفاوت بوق می‌زدند و در این هنگام دانشمندان میزان تمرکز هر فرد را روی خواندن چک می‌کردند.
دانشمندان متوجه شدند افرادی که در حال فکر کردن به موضوع دیگری هستند نسبت به افرادی که تمرکز روی کار خودشان دارند بیش‌تر پلک می‌زنند.
این تحقیقات در نشریه علوم روانشناسی به چاپ رسیده است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 مهر1389 توسط سبیکه اکبرزاده

لبخند بزنید!

 

 ۱. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

۲. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

۳. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

۴. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

۵. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

۶. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

۷. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

۸. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

۹. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

۱۰. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس….همیشه لبخند بزنید.
 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 20 مهر1389 توسط سبیکه اکبرزاده
موسیقی و هوش کودک

در آزمایشی که در سال 1993 انجام شد، پژوهشگران گزارش دادند دانشجویانی که به مدت چند دقیقه قبل از امتحان توانایی استدلال فضایی به سونات موزارت گوش دادند از دانشجویانی که بعد از گوش دادن به دستورالعمل های آرمیدگی یا نشستن در حالت سکوت این امتحان را دادند، بهتر عمل کردند. پژوشگران نتیجه گرفتند که به نظر می رسد نغمه های موزارت تغییراتی را در مغز ایجاد می کنند که اتصالات نورونی را "سرحال می آورند" و از این رو تفکر را بهبود می بخشند. اما افزایش در عملکرد، که به "اثر موزارت" معروف شده است، فقط 15 دقیقه دوام داشت و معلوم شد که تکرار کردن آن دشوار است. به نظر می رسد که سمفونی موزارت به جای اینکه تغییر واقعی در توانایی ایجاد کند، برانگیختگی و خلق را بهتر می کند که تمرکز بهتر در امتحان را به بار می آورد.

به رغم شواهد موجود که اثر موزارت قطعی نیست، رسانه های گروهی و سیاستمداران مجذوب این عقیده شده اند که مواجهه کوتاه مدت مغز با موسیقی کلاسیک در نوباوگی، زمانی که اتصالات نورونی به سرعت تشکیل می  شوند، ممکن است منافع عقلانی دایمی داشته باشد. طولی نکشید که ایالت های جورجیا، تنسی، و داکوتای جنوبی برای هر نوزادی که بیمارستان را ترک می کرد CD های مجانی تامین کردند. با این حال، تاکنون درباره اثر سمفونی موزارت بر نوباوگان هیچ تحقیقی انجام نشده است! و آزمایش هایی که روی کودکان دبستانی اجرا شدند، هیچ بهبود عقلانی در نتیجه گوش کردن به موسیقی را به بار نیاوردند.

پژوهش حکایت از آن دارد که برای ایجاد افزایش بادوام در نمرات آزمون روانی، مداخله ها باید بلند مدت بوده و مشارکت فعال کودکان را در بر داشته باشند. در نتیجه، گلن شلن برگ در سال 2004 این سئوال را مطرح کرد که آیا درس های موسیقی می توانند هوش را افزایش دهند؟ کودکانی که درسهای موسیقی را می گیرند باید به طور منظم تمرین کنند، توجه خود را کاملاً متمرکز کنند، نت های موسیقی را بخوانند، قطعه های موسیقی طولانی را حفظ کنند، ساختارهای موسیقی را بفهمند، و بر مهارت های فنی تسلط یابند. این تجربیات ممکن است پردازش شناختی را مخصوصاً در دوران کودکی که مناطقی از مغز عملکرد تخصصی پیدا می کنند و بسیار انعطاف پذیر و نسبت به تاثیرات محیطی حساس هستند، تقویت کنند.

نمودار یک

کودکانی که ظرف مدت چند هفته درست های موسیقی می گیرند در مقایسه با کودکانی که درس های تئاتر می گیرند یا هیچ درستی نمی گیرند، در آزمون روانی عملکرد بهتری دارند. کودکان برای نوازندگی باید از چند نوع مهارت عقلانی استفاده کنند که متمرکز کردن توجه، خواندن نت های موسیقی، حفظ کردن متن های طولانی، تحلیل کردن ساختارهای موسیقی، و تسلط یافتن بر مهارت های فنی از آن جمله هستند.

 

شلن برگ 132 کودک 6 ساله را که به قدر کافی برای درس های رسمی بزرگ بودند، فراخواند. ابتدا، این کودکان آزمون هوش را انجام دادند و از نظر پختگی اجتماعی ارزیابی شدند و بدین ترتیب پژوهشگران می توانستند بفهمند که آیا درس های موسیقی بر یک جنبه از رشد اما نه بر جنبه های دیگر اثر می گذارند. بعداً این کودکان را به طور تصادفی در یکی از چهار موقعیت آزمایشی گماردند. دو گروه، گروه موسیقی بودند؛ یکی درس های پیانو و دیگری درس های صدا گرفت. گروه سوم درس های تئاتر گرفت – موقعیتی که روشن می کرد که آیا بهبود عقلانی منحصر به تجربیات موسیقی است یا نه. به گروه چهارم – گروه گواه بدون درس -  درس های موسیقی در سال بعد پیشنهاد شد. درس های موسیقی و تئاتر در کنسرواتوار رویال موسیقی در تورنتو صورت گرفتند و معلمان با تجربه ای به این کودکان در گروه های کوچک تدریس کردند. بعد از 36 هفته درس، پی گیری طول انجام شد: بار دیگر هوش و پختگی اجتماعی کودکان ارزیابی شدند.

هر چهار گروه افزایش هایی را در عملکرد آزمون نشان دادند، احتمالاً به این علت که آزمونی به تازگی وارد مدرسه شده بوند که معمولاً به افزایش در عملکرد آزمون منجر می شود. اما دو گروه موسیقی، از گروه تئاتر و بدون درس، افزایش یشتری نشان دادند (شکل را ببینید). پیشرفت آنها، هرچند که فقط چند نمره بود، به چند توانایی ذهنی، از جمله مهارت های کلامی و فضایی و سرعت تفکر گسترش یافت. در عین حال، فقط گروه تئاتر از نظر پختگی اجتماعی بهبود یافت.

درس های موسیقی موجب افزایش در هوش می شوند. در تحقیقی که راهبردهای پژوهشی آزمایشی و طولی را ترکیب کردند، عملکرد کودکان در آزمون روانی به صورت طولی، قبل و بعد از اینکه یکی از این چهار موقعیت را تجربه کردند، ریابی شد: 1. درس های پیانو، 2. درس های صدا 3. درس های تئاتر، 4. بدون درس. کوکانی که در دو گروه درس موسیقی قرار داشتند افزایش بیشتری را در نمرات آزمون نشان دادند.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 مهر1389 توسط سبیکه اکبرزاده